درباره آزادی بیان
«النصیحته لأئمه المسلمین»با آزادی بیان محقق می شود
فرهاد بدرقه: بیگمان یکی از موارد مهم آزادی که از بحثبرانگیزترین آنهاست، آزادی بیان است.
شاهبیت آزادی و نمود عینی آن جامعهای است که امکان بیان عقاید و اندیشهها باشد که هماکنون در شکل آزادی قلم، کتاب، مطبوعات و رسانهها مطرح میشود.
قبل از هرچیزی نخست باید به تعریف آزادی بیان پرداخت. آزادی بیان یعنی آزادی اندیشه و عقیده، به مفهوم دیگر آزادی بیان ابزاری است برای رساندن اندیشه و عقیدهای به دیگران.
آزادی بیان جزء آزادیهای فردی است که فرد با استفاده از آن، بتواند هر چه در قوه دارد به فعل آورد و نیروهایی را که در وی نهاده شده است، ظاهر کند.
به عبارت دیگر آزادی بیان آن است که افراد به موجب آن، حق نشر افکار و عقاید خود را از طرق گوناگون دارا باشند، بدون اینکه نشر آنها موقوف بر تحصیل اذن یا محکوم به سانسور باشد.
قانونگذار ما نیز در تأیید آزادی بیان، میگویند «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر اینکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد». معمولا این نوع از آزادیها را قانون، دستگاه قضائی و دولت تضمین میکنند.
کسانی که از روی دانایی از فرصتدادن به مخالفان خود هراسی ندارند، در حقیقت رونق خود را در سایه علم و معرفت و تدبیر دیگران میدانند.
به همین دلیل از آزادی بیان با آغوش باز استقبال میکنند و پاسخدهی به عیبهای احتمالی و اشکالات محتمل را ممکن میدانند. بنابراین از روبهروشدن با حجت مخالفان خود نمیهراسند.
چراکه میدانند اگر این اشکالات به حق باشند، جامعه را اصلاح میکنند و اگر باطل باشند، جامعه از طرح آنها زیان نمیبیند و مبانی آن نیز قویتر میشود.
شاهد دیگر آزادی بیان مربوط به روایاتی است که افراد را موظف به بیان خیرخواهیها نسبت به حاکم میکند و تحت عنوان «النصیحته لأئمه المسلمین» مطرح است.
اگر همه افراد نسبت به یکدیگر مسئولاند پس نصیحت به یکدیگر و از آن مهمتر نصیحت به مسئولان از وظایف آنان شمرده میشود و روشن است که فرض اجرای این مسئولیت با آزادی بیان محقق میشود.اینجا