اندیشه سیاسی میرداماد
میر محمد باقر شمس الدین محمد حسینی استر آبادی مشهور به میر داماد دختر زادۀ محقق کرکی مؤسس حکت یمانی ومتخلص به اشراق ،از مقربان شاه عباس صفوی بود،ودرسال 1042ق در سفری که به همراه شاه صفوی به قصد زیارت عتبات رفته بود در میانه راه کربلا ونجف چشم از جهان فرو بست
در میان آراء او به سه دسته بر می خوریم :1-آرای ابداعی وابتکاری ،مانند تقدم دهری ،تقدم سر مدی وحدوث دهری وحدوث سرمدی2-آرای که کمتر کسی به آنها قائل بوده ؛مانند انحصار مقولات در دومقوله 3-راه حلهایی که برای حل برخی معضلات ارائه می کند مانند نظریۀ وحدت حمل برای رفع تناقض از قضایای متناقض نما .
اما باید گفت آثار میر بسیار پیچیده ونثر دشواری دارد ،که هانری کربن علت آنرا شرایط فرهنگی ومذهبی عصر وی دانسته است .
همین امر باعث گمنامی میر در منابع فلسفی شده است .
امادر خصوص نزدیکی میرداماد به شاهان صفوی باید گفت علت آن پیشبرد امر دین با استفاده از قدرت وامکانات حکومت است ،شاه عباس هم برای تثبیت قدرت وکسب مشروعیت به علما شیعه نیاز داشت ،به خاطر قدرت علمی میر داماد به او نزدیک شد ودر مسائل مهم از او مشورت می گرفت .
تألیفات :1-نامه به سعدالدین معلم ،مکتوبی از شاه عباس به سلطان عثمانی
2-نامه ای خطاب به شاه عباس ؛جهت رفع کدورت شاه
3-نامه به شریف مکه
4- نامه به علمای بغداد وتوصیه به آنها برای ایستادن مقابل ظلم شاه وقت
5-پاسخ استفتاءشاه عباس در خصوص جنگ با سپاه روم که میردر پاسخ مبارزه با سپاه روم را جهاد دانسته وکشته شدن در آن را جهاد می داند .
ورساله های دیگر ازجمله رساله القبسات الجبر والتفویض؛می دانیم که مبنای کلامی آزادی سیاسی در جبر واختیار است ایشان معتقد است هر فعلی یک فاعل مباشر تام دارد ویک جاعل وهیچ تهافتی میان اراده واختیار آدمی وخالق هستی نیست .چه آدمی فاعل افعال اختیاری وحق تعالی جاعل آن است واز سویی فاعل در طول جاعل است ونیازمن به آن.
اندیشه سیاسی میر داماد:
بحث در خصوص اندیشه سیاسی او مشکل است چون بسیاری از آثار ایشان منتشر نشده است ،
در بارۀ آرای سیاسی میر می توان به پاسخ استفتایی در باره نماز جمعه اشاره کرد که در آن با اعتقادش به ولایت فقیه در عصر غیبت به عنوان نایب امام زمان اشاره کرده است ؛ایشان نماز جمعه را واجب تخییری می داند با وجود فقیه جامع الشرایط که نیابت عامه از امام معصوم دارد وبا فقد آنها نماز منعقد نمی شود در اینجا ولی فقیه را نایب امام عصر می دانند .
ومسئله دیگری که به آن پرداخته نشان دهندۀ سیره سیاسی ایشان است ؛علت عدم قیام پیشوایان شیعه در برابر حاکمان جور است :ایشان معتقدند علما در اظهار مرتبه شان تقیه نکرده اند بلکه عدم قیامشان به دلایل زیر بوده است:
1-نبودن انصار2-رضایت به آنچه قلم بدان جاری شده بود 3-تسلیم به قضا وقدر4-عمل به وصیت پیامبر
ایشان درمورد جواز تقیه می گویند؛ تقیه مشابه تیمم است برای کسی که آب برایش ضرر دارد پس کسی که تقیه می کند به خاطر انجام وظایف است نه اینکه به معنای تعطیل وظیفه باشد ،بر همین اساس با تقیه دین ومذهب حفظ می شود ،با این بیان دلیل همکاری علما با سلاطین صفوی را ذکر می کند این مطلب با آنچه گفته شد که تقیه نکرده اند منافاتی ندارد چون آن به معنای تعطیل وظیفه است واین تقیه به معنای انجام وظیفه است برای حفظ دین.
الله اعلم
منبع:کتاب چالش سیاست دینی ونظم سلطانی دکتر نجف لکزایی