شنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۹ ق.ظ
خر کاری دگر
خر کاری دگر
گر نشد یار یارم ،بعد از این یاری دگر
ماهرخساری دگر ،یعنی جفا کاری دگر
گر که صاحبخانه از دستم گرفت این لانه را
رو به سوراخی دگر می آرم وغاری دگر
گر که این ملاک رو گرداند ازما ،باک نیست
مردم آزاری دگر جوئیم و طراری دگر
گفتم آقا مزدم افزون کن وگرنه می روم
گفت: حمالی دگر گیریم و خرکاری دگر
گر به یک افسار وپالان خر نگشتی ،غصه نیست
بر تو پالانی دگر بندند وافساری دگر
گر به یک دکان نخوردی گول ،هی بر خود مناز
باز دکانی دگر دارند وبازاری دگر
سگ زبدبختی به شلوار فقیری می پرد
کو نه تنبانی دگر دارد، نه شلواری دگرتوفیق-19/10/27